نگاه نو آدم را دچار تفکرات نو می کند. و تفکر نو ، سبک و سلوک نو...و نو از منظر من ِ نگارنده مفهوم تفاوت را دارد. و این که تفاوت، تغییر می طلبد و تغییر باید خواسته شود وگرنه خطهای ممتد پشت سرهم چیده شده چه دردی را از آدم درمان خواهند کرد... به این فکر می کنم که خط ممتد بودن خوب نیست. ادم را دچار یک ریختی می کند و ادم یک ریخت، توان نو نگاه کردن را ندارد و اینجاست که تعطیلات درونی سربر می اورد و آدمی ِ ادم ، یک جا تعطیل می شود.... و این نوع تعطیلات، با بهانه های موقتی سال و روز و ماه نو حتی با کوله باری از شعار و هیجان ، رفع شدنی نیست و حکم مُسکن موقت را دارد.مُسکنی که با آغوش یاز استقبال و با خستگی و کسالتی روز افزون بدرقه می شود.... شاید بهانه شاد بودن یا حس زنده بودن و یا درگیر یک اتفاق شدن است که ادم را به خیلی از دلبستگی ها وادار می کند و این نوئیت است که هرسال بیش از گذشته تودهنی خوران دستی برای به گرمی فشردن نمی یابد و به آهستگی سرجای خود می نشیند.....
برچسب:
نویسنده: آناهیتا فلاح