خفقان و سدی انکار ناپذیر در لابه لای داستان وسواس به چشم می خورد که البته نویسنده، به آسانی و ظرافت از عهده ترسیم آن برآمده است."فضایی سخت"، که در بستر درگیری های ذهنیِ پیرامون شکلیات و بنوعی اصل کردن تشریفات دربرابر محتوا شکل می گیرد. داستان وسواس، شرح به جا آوردن غسلی واجب از سوی شخصیت داستان یعنی غلام علی خان است که هربار با حساسیت های دگماتیک و بیمارگونه خود، با فشار و ناکامی در آن روبه رو می شود.نوعی پیکار با خود، در رفع تنش ها و نگرانی ها و نوعی بیداری شکلی که قلب و ذهن را در آنچه قرار است درک کند، به چالش می کشاند.
جهت دهی فکری واعتقادی به سمت و سوی شکلیات و پررنگ کردن آنها نسبت به کنهِ مسائل ، بطور اجتناب ناپذیری ، نگاه افراطی را به بار می آورد که حداقل نتیجه آن بازماندن از اصل موضوع و فرو رفتن در نوعی تاریکی و سردرگمی ست که در نقطه اوج این داستان به ظرافت توسط جلال آل احمد، ترسیم شده است.سقوط چراغ به درون آب خزینه در خلال تلاش حریصانه و جانکاه غلامعلی خان برای ادا کردن غسل واجب و آداب آن و به جان خریدن ترس و تاریکی حمام در شبانگاه، همه و همه از بدل شدن شکل به هدف و در حالت افراطی سقوط انسان به ورطه سردرگمی های بی چون و چرا و "آلودگی ذهنی" سخن می گویند.
حساسیت های شکلی دگماتیک که نه تنها انسان را از دریافت معبود خود(هدف اصلی در هر معنا و زمینه ای)، باز می دارد بلکه گویی هر لحظه بیشتر، نتیجه عکس آن را به بار می نشاند. حالتی غیر اقناعی و ناآرام ودرنهایت، ناکامی پشتِ ناکامی....
به واسطه نگاهی بر داستان "وسواس" از جلال آل احمد
برچسب:
نویسنده: آناهیتا فلاح