خرید بک لینک

حریم خصوصی انسان، در کنار محیط و آدمها بعلاوه دلبستگی ها، فهمیات و کشفهای خاصش، دنیای اون رو تشکیل میدن. وقتی یکی از این قطعات جابجا بشه یا گم بشه یا موقتا  و دائما بنابر هر دلیلی کناری گذاشته شه، دیگه درحال زندگی کردن نیست، بلکه درحال حمل ه! حمل زندگی! ظاهر قطعات تغییر کردنی اند اما جایگاهشون در کلیت، بنظر نمیاد که باشن. مکملند و یکی نمی تونه در نبود دیگری کارایی اون رو داشته باشه.و روشن هست که این قطعه قطعه کردن و مثله کردن زندگی و تَنگ و مضیق کردنش چه عدم تعادلی به روی زندگی می پاشه.و آدم رو تکه تکه می کنه... و این رو من بارها تجربه کردم.و حالا نمی دونم با قید خوشبختانه یا متاسفانه ازش یاد کنم. شخصا،  وقتی برمیگردم عقب و تصاویر ناقص و بی قطعه زندگی م رو نگاه می کنم دلم می گیره از قطعات کم- دست خورده که قابلیت پرورش بیشتری داشتن و من اونها رو در تُنگی ریختم تا "سر فرصت" سراغشون برم! مثل سفال و کارگاه سفال که از سالها پیش،همیشه بخاطر اهداف میتنی بر تحصیل، ماهها انداختمش پشت ناهمواری "سرفرصت" و تکه تکه اش کردم و رفتم و هربار لحظه اوج و نتیجه گیریش بخاطر قطعه دیگر موقتا حذفش کردم ! اون هم  بر اساس خواسته هایی که در سر داشتم و چیزهایی که بدنبالشون بودم و فکر می کردم  که لازم تره..نمی دونم آیا ارزشش رو داشته یا داره یا نه اما فقط این برام واضحه که زندگی ِ کم رنگ از قطعه، لذت درخوری در طول زمان به ادم نمی ده هرچند قطعات دیگر آدم رو به اوج اهداف و آرزوهاش رهنمون کنند و اونچه که تو ذهن داره رو براش محقق .... و این نقطه حساسی ست.این نوع انتخاب ها و حذف و اضافه های بعضا اجتناب ناپذیر. چیزهایی که بعدها به ارمغان اورنده پشیمانی نباشند هرچند که لذت دست اورد و نتیجه شون بیش از رنج حمل شده ش باشه.و  این یک واقعیت ناخوشایند که ادم باید بین برخی لذتها و رنج های در پیش ِ روش  دست به انتخاب بزنه.و قدرتی می خواد که گاهی فقط یک چیز موجهش می کنه؛ عشق...عشق از نوع مادرانه، از نوع اجتماعی،عشق فراگرفتن و فرادادن، عشق به کیفیت زندگی دیگرانی که نمی شناسیم حتی و هرچیز دیگری که انسان رو جنگنده بار میاره و زخم خور ...بنظرم تنها اینه که می تونه زندگی در تُنگ، رو رنگ و بو ببخشه و توانمندش کنه برای حمل شدن روی شانه هایی که توانشون هم سطح توان همه هم نوعهای خودشونه و نه بیشتر...  زندگی ِ در تُنگ بخاطر دوست داشتن خلق می شه اما دوست داشتنش براحتی بدست نمیاد.

برچسب: نویسنده: آناهیتا فلاح تاريخ: يکشنبه 23 آذر 1404 ساعت: 14:31

صفحه بندی